اول از همه سلام به همه ی برو بکس عزیز.میخوام علت تاخیرمو بگم که اونم اینه که من یوزر و پسووردم و گم کرده بودم و تازه بعد از چند ماه پیداش کردم حتما میگید خسته نباشم منم بهتون میگم سلامت باشین.
خوب بر و بچ من دیگه از عشق خودمو اون دختره نمینویسم آخه واسه سوممه منم الان اول دبیرستانمو بزرگ شدم میخوام از شوهرای امسالم بنویسم(همون بچه های مدرسه).((صد بار گفتم فکر نکنین من ج..هستم فقط مطعلق به همه ام.))
آخ خ خ خ بذارین از اول بگم خیلی حرف دارم که خلاصه میگم سرتون ندرده.از بچه های راهنماییمون فقط 5تا اومده بودن تو دبیرستان ما.ما اولای سال که حس غریبی میکردیم(اهه اهه هق هق هق)همش یاد پارسالمونو بچه هاش بودیم که چه قد پارسال حال میداد هر کار میکردیم هیشکی هیچی نمیفهمید حتی درسم نمیخوندیم معلم هیچی نمیگفت.اما امون از امسال مدرسه غیر انتفاعی هر کار کنی همه میفهمن واسه ما هم سخت بود دیگه؛ که از مدرسه دولتی اومده بودیم و نه درس میخوندیم نه میشد آروم بشینیم فقط بین یه مش خرخون بودیم.به جون همتون میخواستم خودمو بکشم درسا خیلی سخته وای از این ریاضیو فیزیک نگوووووو هر چی بدبختیه از ایناس.باز شیمیه سال اول آسونه بدک نیس.واسه اامتحان ماهانه ترم اول کارنامم گند شد در واقع گل کاشتم:ریاضی5؛فیزیک11؛شیمی16؛زیست17؛معارف اسلامی12؛ادبیات 15وزبان فارسی 5/14 اجتماعی18؛انگلیسی19عربی 5/.16و......... .البته فک نکنین من درس نخونما این واسه اوایل سال بود که افت داشتم الان یه دو سه نمره اومدم بالا ولی خودمونیم پارسال درس نمیخوندیم نمرمون بالا میشد ولی دیدیم امسالم شیوه پارسالو بگیریم نمیشه.زبانمو ببینین شدم 19 من استعدادم تو زبان خیلی بالاس به به!!!!!خانوم مشاورمون تست ریون(هوش) ازم گرفته بود از 130 هوشم129 بود از دوستمم بالاتر ولی چه کنیم حس درس نمیاد.
اه ه ه حالم بد شد بابا چه قد درس؟ میخواستم از شوهرام بگماااااااااا.بهترینو عزیز ترینو جیگر ترین شوهر امسالم اسمش مهساس که تو آبان عاشخ هم شدیم.واقعا این عخش چه ها میکنه هااااااااااا .تا اسفند خیلی همدیگرو دوست داشتیم تا اینکه مهسا موهاشو پسرونه کوتاه کرد جیگر شد دیگه آمپرم بالا زد و بهش گفتم مهسا خودتو عشقه نه شادیو(شادی یه پسر دیگس تو کلاس)داشتیم سر کلاس نامه نگاری میکردیم که گفت تو زنمی.منم از خدا خواسته گفتم به به ای جووووووووون امشب میای خونمون دیگه شبه اول زندگیمونه ................ .گفتش طاقت ندارم زودتر میام(البته چون 6ماه با هم دوس بودیم یخامون وا شده بودا).سر کلاس زبان گوشیامونو واسه بلوتوث بازی روشن کردیم هی عکس میفرستادیم عکسا که تموم شد از این ردیف به اون ردیف هیsmمیدادیم خلاصه حسابی لاو ترکوندیم.تازه من زنگ زده بودم با حسین (بی افم)از ته کلاس مثه مورچه حرف میزدم اصلا آخره خنده بود معلم نفهمید. کل کلاس هی میخندیدن.رفته بودیم تو کلاس کامپیوتر معلممونم از این اسکلا جلوش هر کار میکنی هیچی نمیگه مهسا اومد کنار کامپیوترم بعد از یه کم حرف زدن اومد نیشست تو بغلم دستامم انداخت دوره کمرش.کم کم که روش وا شد(معلممون هم میدید؛هم سرش گرم بچه ها بود)دستاشو انداخت دور گردنم گفت الی جون چه خبر؟گفتم هیچی بابا .بعدش بلند شد تا کاملا روبروی من بشینه رو پام که حواسم نبود دستامو گذاشتم جلوی پام که این نشست روش دیگه فک کنین مهسا کجاها رفت؟(فک کنم رفت بهشتو اومد)مهسا خندش گرفت گفت میاما گفتم جرات داری پاشو بیا .بعدش محکم با دستاش سینه هامو فشار داد منم کم نذاشتم زدم تو گوشش گفتم عجب آدم گهی هستیا؟گفتش :من میخوام .......میفهمی میخوام .گفتم خوب به من چه؟گفت تو زنمی میخوام بوست کنم.گفتم خفه شو بابا.........بعدش بلند شدم رفتم حیاط آخه زنگ خورد مدت خیلی کمی طول کشید تا من به این رفتارش عادت کنم حالا بقیشو تو پست بعدی میگم خسته شدم بابا.الانم مامیم میاد وقته گذاشتنه شکلک نداشتم به بزرگیتون ببخشین دیه.فعلا بابای